خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه ز آب و گلت ای نخل جوان ساختهاندکه سراپای تو از روح روان ساختهاند
۲
بر لب چشمه چشمم به تفرج به نشینکآب این چشمه برای تو روان ساختهاند
۳
من کجا صبر کجا بیتو که درد و غم هجردل و جانم تهی از تاب و توان ساختهاند
۴
پیرم وز این طلبم وصل جوانان کین قومداده یک بوسه و صد پیر جوان ساختهاند
صفحهٔ ۱ از ۲