خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتی او راست وفاپیشه بلی گر میبوداندکی ایدل ازین حال تو بهتر میبود
۲
با من اکنون که بمهر است مرا حال این استوه چه میکردم اگر یار ستمگر میبود
۳
گفتی ار چاره هجرانطلبی باش صبورچاره صبر است بلی کاش میسر میبود
۴
چاره هجر که آنهم نکند میکردمغیر مردن اگرم چاره دیگر میبود
صفحهٔ ۱ از ۲