شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارندصد گوشم و حرف تو شنیدن نگذارند
۲
از گلشن وصل تو چه حاصل که شکفته استدرهم گلت از خوبی و چیدن نگذارند
۳
زیر فلکم گو نگشایند پروبالچون زین قفس تنگ پریدن نگذارند
۴
از رستن تخمی که برش نیست چه حاصلگوهر گرم از خاک دمیدن نگذارند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth