خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بوددر دستم ازین باغچه سیب ذقنی بود
۲
بودم به گلی خوش دل و چون مرغ اسیرمنه حسرت باغی نه هوای چمنی بود
۳
میگشت دلم شب همه شب گرد چراغیسرگشته نه پروانه هر انجمنی بود
۴
آگاه نبودم ز شب تیره عشاقدر گوش دلم قصه هجران سخنی بود
صفحهٔ ۱ از ۲