خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جز میی که لب لعل یار من داردکدام باده علاج خمار من دارد
۲
به من چه لطف بت میگسار من داردکه مست خفته و سر در کنار من دارد
۳
روا مدار به خود ناامیدیم که ز توامیدها دل امیدوار من دارد
۴
به هیچ آبله خاری ندارد آن کاوشکه غمزه تو به جان فکار من دارد
صفحهٔ ۱ از ۳