شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر داردولی چون غنچه در هر پرده‌ای رویی دگر دارد
۲
برنجم گر رها سازد چو مرغ بسمل از دستمکه اندازد به خاکم بهر آن کز خاک بردارد
۳
به خود پیچان گر از تاب میانی گشته‌ای دانیرگ جانم چه پیچ و تاب از آن موی‌کمر دارد
۴
به زاری روز و شب نالم به امیدی کز احوالمشوی آگاه اما ناله‌ام کی این اثر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth