شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنگر آن لب‌های میگون وز خمار ما مپرسوآن گل رو را ببین وز خارخار ما مپرس
۲
ناله ما بشنو از حال فکار ما مپرسزاری ما را به‌بین از حال زار ما مپرس
۳
گر گلی سرزد ز ما چون خاربن زآن آتشستکاسمان در ما زد آخر از بهار ما مپرس
۴
دنیی و عقبی دو شهر از کشور ما بیش نیستزاده اقلیم عشقیم از دیار ما مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth