خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل یکی داند چو بانگ بلبل و فریاد زاغباغ را گو باغبان پردازد از مرغان باغ
۲
همنشینان تو دارند از گرفتاران فراغفارغند از حال مرغان قفس مرغان باغ
۳
هست بر جان و دل من از تف عشق تو داغاز یک آتش میگدازد شمع و میسوزد چراغ
۴
غیر حاضر یار غایب چون مرا باشد فراغقرب غیر و بعد او داغیست بر بالای داغ
صفحهٔ ۱ از ۳