شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کویش می‌رود گاهی ز من آهی نمی‌دانمبه او می‌گوید آهم حال من گاهی نمی‌دانم
۲
ز مهر و مه نباشم چون یادت روز و شب فارغتو را میدانم و بس مهری و ماهی نمی‌دانم
۳
سر اخلاص چون از آستان عشق بردارمکه در عالم جز این درگاه درگاهی نمی‌دانم
۴
بهر چاهیست دایم یوسفی اما فتد روزیگذار کاردانی بر سر چاهی نمی‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth