خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کنج بیکسی شادم مجوییدم مجوییدمخوشم با درد از درمان درمان مگوییدم مگوییدم
۲
کفن جز خون نشاید کشته تیغ محبت راشهید خنجر عشقم مشوییدم مشوییدم
۳
گلی کو روید از خاک شهید عشق میگویدکه از من بوی خون آید مبوییدم مبوییدم
۴
مریض عشقم و مرگم حیات تازه باشداگر میرم به صد زاری مموییدم مموییدم
صفحهٔ ۱ از ۲