خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنمبه چه تقریب دگر خاطر خود شاد کنم
۲
کودک مکتب عشقم بجفا خوش دارمهرگز اندیشه کی از سیلی استاد کنم
۳
گر ز جور تو خموشم ز شکیبائی نیستنیست آن قوتم از ضعف که فریاد کنم
۴
من نه آنم که بود طالع وصل تو مرااز نگاهی بخیالی دل خود شاد کنم
صفحهٔ ۱ از ۲