خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت همنمیگنجد درین صحرا به صحرای قیامت هم
۲
به دیر آ یکره و جامی بکش زاهد چه کیفیتتو را از منبر وعظ و ز محراب امامت هم
۳
چنان گر با دلم کاوش کند آن نشتر مژگانچه جای دل که نگذارد بجا از دلت علامت هم
۴
نهادم پا در آن بزم و بسر چون شمع میلرزمکه میدانم نخواهد بود خیر آنجا سلامت هم
صفحهٔ ۱ از ۲