شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خوش بودی نبودی گر ز من دور اینقدر یارمفراچون داشتی گوشی شنیدی ناله زارم
۲
نخستم لطفها کردی و کشتی عاقبت زارمچنان بود اول کارم چنین شد آخر کارم
۳
صبا زان گل شمیمی گاهی آوردی و از شادیگشودی در قفس بال و پر مرغ گرفتارم
۴
ز درد دوریش جان دادمی تا او فرستادینوید داروی وصل و شدی به اندک آزارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth