شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرممگر میرم ز هجران تو و جا در کفن گیرم
۲
از آن گمگشته ناید قاصدی هرگز مگر گاهیسراغ یوسف خویش از نسیم پیرهن گیرم
۳
بیا وز هجر زین بیشم مکش اندیشه کن زآندمکه دامان تو در محشر من خونین کفن گیرم
۴
ز حسرت بی‌رخت چون مردگانم جسم بی‌جانیچه باشد غیر از این دور از تو آرامی که من گیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth