شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشمهمان بهتر که در گلشن نباشم در قفس باشم
۲
نگیرد چون غبارم دامن منزل بود یکساناگر از ره‌نوردان گاه پیش و گاه پس باشم
۳
ز عشقم سرخوش و فارغ ز هر دشمن نیم مستیکه در اندیشه روز از شحنه و شب از عسس باشم
۴
بخاتم گو مده صیاد مرغ بی‌پروبالمکه باشم در حصار عافیت تا در قفس باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth