شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دم مردن از آن با غیر یار آمد به بالینمکه می‌خواهد به صد تلخی برآید جان شیرینم
۲
نمودی باز زلف عنبرین و خال مشکینمسیه کردی شب و روزم تبه کردی دل و دینم
۳
ز شرم از باغ وصلش بی‌نصیبم ساده‌لوحی بینکه دستم بسته‌اند و من به این خوشدل که گلچینم
۴
در آب و آتشم از مهر و کینش کان ستم‌پیشهنوازد گاهی از مهرم گدازد گاهی از کینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth