خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمم سفید شد به رهت گلعذار منبود این شکوفهی شجر انتظار من
۲
شادم که در هوای تو خاکم بباد رفتشاید صبا بکوی تو آرد غبار من
۳
خاکم شود ز ریگ روان بیقرار تربعد از وفات اگر گذری بر مزار من
۴
چون شمعم از غمت همه تن صرف اشک شداز بس گریست دیده شب زندهدار من
صفحهٔ ۱ از ۲