خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکره ز وصل خویش مرا بهرهمند کناغیار را بر آتش غیرت سپند کن
۲
ای میوه امید فرود آی خود ز شاخیا آنکه دست کوته ما را بلند کن
۳
ز اغیار درد خویشستان و بمن سپاریا زین میان علاج من دردمند کن
۴
دارای هزار خاکنشین شهسوار منگاهی نگاه در ته پای سمند کن
صفحهٔ ۱ از ۲