شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ز تن جانم و از سینه دل آید بیرونتخم مهرت کیم از آب و گل آید بیرون
۲
گر مرا ریشه جان ز آب و گل آید بیرونمهر جور تو مبادم ز دل آید بیرون
۳
عشق جرمیست که در روز قیامت از خاکاین گنه هر که ندارد خجل آید بیرون
۴
عهد من گر گسلد یار دلم ممکن نیستکز کف آن بت پیمان‌گسل آید بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth