شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی روز منست ای از تو روشن چشم داغ منکه گردی انجمن افروز من چشم چراغ من
۲
شبی شور از فروغ مهر شمع‌افروز داغ مننه آخر من سیه‌روز توام چشم و چراغ من
۳
بود خون جگر می بی‌لب ساقی همان بهترکه ماند خشک همچون شیشه خالی دماغ من
۴
ز بس کاهیدم از هجرش گرم بیند عجب نبودکه نشناسد مرا یا روز من گیرد سراغ من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth