خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میرم چو ز من دور شود آن بت دلجوربط تن و جان است به هم ربط من و او
۲
از بیکسیام نیست شکایت که بود بسبا داغ توام الفت و با درد توام خو
۳
در دادن جان حاجت سعی اجلم نیستبس باشدم ایمایی از آن گوشه ابرو
۴
چندان که تکلم نکند آن لب خاموشدارد به حریفان سخن آن چشم سخنگو
صفحهٔ ۱ از ۳