خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که با اهل هوس نرد وفا باختهایمنم آن مهره که در ششدرم انداختهای
۲
محفلافروز جهانی تو که داری چون شمعرخ افروختهای و قد افراختهای
۳
یکره ار جلوه کند سرو تو در باغ وگرآشیان بر سر سروی ننهد فاختهای
۴
طرفه حالیست که عشاق سپاه تو و توهرنفس بر صفشان توسن کین تاختهای
صفحهٔ ۱ از ۲