خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه مهر گویم گه مهت گه زهره گاهی مشتریاما چو نیکو بنگرم تو از همه بالاتری
۲
هر عضوت از عضو دگر باشد بسی زیبندهترنبود به این خوبی بشر حوری ندانم یا پری
۳
ای رشک زیبامنظران برقع ز رخ کن بر کرانگردند تا صورتگران شرمنده از صورتگری
۴
از دادخواهان بشنوی هر سو فغان هر جا رویدر بر قبای خسروی بر سر کلاه سروری
صفحهٔ ۱ از ۲