خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین چه خوشتر که درین معرکه بسمل باشینه که حسرتکش یک زخم ز قاتل باشی
۲
از ره دیر و حرم روی به دل کن تا چندبه غلط ره روی و طالب منزل باشی
۳
من که در کشتی طوفانیم از شورش بحرباشم آگه نه تو کآسوده ساحل باشی
۴
ایکه ناکرده عمل طالب اجری تا چندتخم ناکاشته جوینده حاصل باشی
صفحهٔ ۱ از ۲