شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تو من غافلم از من نه تو غافل باشیکه ز دیر و حرمت جویم و دردل باشی
۲
سیل تا بحر رود راست به هرجا خیزدنشود گم رهش آن را که تو منزل باشی
۳
به تو دارند گذر عاقبت از تن جان‌هاجسم کشت و جهان بحر و تو ساحل باشی
۴
از شهادت بودم روز قیامت کافیاینقدر فیض که من کشته تو قاتل باشی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth