خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نباشد آتشی سوزندهتر از آتش دوریدل کافر مبادا مبتلای داغ مهجوری
۲
چو فرصت رفت رو آوردن دولت بدان ماندکه سوزد بر مزار تیرهروزی شمع کافوری
۳
خمار حسرتم کشت از خیال وصل و حیرانمکه مستی آورد هر باده و این باده مخموری
۴
ز رویت دیدهام ای مهروش پرنور چون روزننمیبیند ترا چشمم ز حیرت آه ازین کوری
صفحهٔ ۱ از ۲