شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون رفتی افکندی، بر خاکم از خواریوقت آمد بازآئی، از خاکم برداری
۲
بر خاکم افتاده، در راهت از خواریتا کی تو رحم آری، از خاکم برداری
۳
از زخمی هر لحظه، چندم جان آزارییا رحمی بر حالم، یا زخمی بس کاری
۴
چندم دل آشامد، خون بیتو وقت آمدبر حالم بخشائی، بر جانم رحم آری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعولن مفعولن مفعولن مفعولن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth