خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور بادبه دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
۲
وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمدبتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
۳
به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشیچو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد
۴
زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجراندمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد
صفحهٔ ۱ از ۱