شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق و یارِ یار باید بوددر همه کار یار باید بود
۲
گر همه راحت و طرب طلبیرنج‌بردار یار باید بود
۳
روز و شب ز اشک چشم و گونهٔ زرددر و دینار یار باید بود
۴
ور گل دولتت همی بایدخستهٔ خار یار باید بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth