شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
۲
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بودعرش مجید جاه مرا آستانه بود
۳
در راه من نهاد نهان دام مکر خویشآدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
۴
می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مراکرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth