خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بودکار او در عاشقی زاری و رسوایی بود
۲
این منم زاری که از عشق بتان شیدا شدمآری اندر عاشقی زاری و شیدایی بود
۳
ای نگارین چند فرمایی شکیبایی مرابا غم عشقت کجا در دل شکیبایی بود
۴
مر مرا گفتی چرا بر روی من عاشق شدیعاشقی جانانه خودکامی و خودرایی بود
صفحهٔ ۱ از ۲