شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
معشوق مرا ره قلندر زدزان راه به جانم آتش اندر زد
۲
گه رفت ره صلاح دینداریگه راه مقامران لنگر زد
۳
رندی در زهد و کفر در ایمانظلمت در نور و خیر در شر زد
۴
خمیده چو حلقه کرد قد منو آنگاه مرا چو حلقه بر در زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth