شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که در بند خویشتن نبودوثن خویش را شمن نبود
۲
آنکه خالی شود ز خویشی خویشخویشی خویش را وطن نبود
۳
من مگوی ار ز خویش بی خبریزان که از خویش مرده من نبود
۴
در خرابات هر که مرد از خویشتن او را ز من کفن نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth