خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا سودای آن یار کمانکش نیستیدل ز تیر غمزگان او چو ترکش نیستی
۲
شادی از دیدار من پنهان نگشتی چون پریگر دلم در بند آن حور پریوش نیستی
۳
گر نه خوار از عشق (او) چون خاک پیش بادمیمر مرا در دیده و دل آب و آتش نیستی
۴
گر نبودی صورت او آفت نقاش چینصورت عشقش مرا در دل منقّش نیستی
صفحهٔ ۱ از ۲