شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیراز سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خور
۲
زین بادهٔ چون ارغوان پر کن سبک رطل گرانبا ما خور ای جان جهان با ما خور ای بدر پدر
۳
ای خوش لب شیرین زبان خوش خوش در آ اندر میانبگشای ترکش از میان تا در میان بندم کمر
۴
زلفت طراز گوش کن یک نیم ازو گل پوش کنمی خواه و چندان نوش کن تا خوانمت تنگ شکر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth