خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را خرامش کبک است و کشی طاووسمثل زنند ز حسنت همی به روم و به روس
۲
همای فاخته مهری، تذرو طوطی لفظگرفته دوری سیمرغ و زینت طاووس
۳
ز چهره تو فزون گشته باغ را دیدارز غمزه تو فزون گشته فتنه را ناموس
۴
صفات تو ز بدیعی نمی شود ممکنجمال تو ز لطیفی نمی شود محسوس
صفحهٔ ۱ از ۹