خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابری به نظر آمد و برقی ز میان جستصد فتنه به هر مرحله از خواب گران جست
۲
انگیخت از آن ظلمت و پرتو تن و جانیوز پرده برون آمد و در خانه جان جست
۳
آسوده ز آفات به هم ساخته بودیمناگاه خطایی شد و تیری ز کمان جست
۴
نشنید کس از کس سخن مهر و محبتشوقی به ضمیر آمد و حرفی ز زبان جست
صفحهٔ ۱ از ۲