خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده استدیده ام از گریه آبی تازه در جو کرده است
۲
خاطری دارم چنان کز نوبهار دوستیصد گلستانم پدید از هر بن مو کرده است
۳
از چراغ وصل دل را نور ده کان جان تستورنه با تاریکی هجران نظر خو کرده است
۴
این تویی دمساز و حرف ماست چندین دلپذیرعشق را نازم که موم از آهن و رو کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲