خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوش گل میدرد از مژده هنگام صبوحزنده دارد نفس باد صبا نام صبوح
۲
تا تو مرغ فلکی رام گلستان شدهایخواب مرغ سحری رفته و آرام صبوح
۳
تو گل از مرغ سحرگاه گرفتارتریدم نزد صبح حریفان که نشد دام صبوح
۴
در چنان بزم که مستان سحر می نوشندصاف خورشید بود درد ته جام صبوح
صفحهٔ ۱ از ۲