خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهل و نای دریدیم به آوازه صبحبانگ فتحی نشنیدیم ز دروازه صبح
۲
دیر گشتیم ز فیض سحر آگاه، دریغجامهای پاره نکردیم به اندازه صبح
۳
کم خراشست دم مرغ سحر برخیزیدجگری تازه کنیم از نمک تازه صبح
۴
می و معشوق به اندازه ما می بایدرطل خورشید کند چاره خمیازه صبح
صفحهٔ ۱ از ۳