خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخچه سود از حرم امن و خوابگاه فراخ
۲
هزار جا ز برون می زنند طبل رحیلهنوز رخت ز ایوان کسی نبرده به کاخ
۳
نشسته نغمه سرایان به هم چه دانستیمکه سنگ تفرقه مان بر پرانداز سر شاخ
۴
ز دام و دانه صیاد مرغ می نالیدخبر نداشت که بر سیخ می کشد طباخ
صفحهٔ ۱ از ۲