شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جور گرفته مذهب و کیشاین کبر فرو نه از سر خویش
۲
جز خوب مگو از آن لب خوبجز خوبی و لطف هیچ مندیش
۳
تا دور شدی ز پیش چشممعشقت چه غم نهاده از پیش
۴
هر ساعت صبر من بود کمهر ساعت درد من بود بیش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth