خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف تو تکیه کرده بر گوشای جعد تو حلقه گشته بر دوش
۲
ای کرده دلم ز عشق مفتونوی کرده تنم ز هجر مدهوش
۳
چون رزم کنی و بزم سازیای لاله رخ سمن بناگوش
۴
گویند ترا مه قدح گیرخوانند ترا بت زره پوش
صفحهٔ ۱ از ۳