خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هجر و وصل دلم الفت و نزاع نداردنشاط آمدن و کلفت وداع ندارد
۲
به شهر ما نفروشند جز رضا و محبتکسی دکان نگشاید که این متاع ندارد
۳
بر آن فراز که من می کنم عروج مقامی استکه هیچ پایه بر آن پایه ارتفاع ندارد
۴
چنان حقارتم از چشم اعتبار فگنده ستکه دهر بر من و حال من اطلاع ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲