خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بودصوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود
۲
حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرسلاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود
۳
بی تو بر چشمم نمک می بیخت باد صبحدمگرچه مروارید می سایید هر جا سنگ بود
۴
سایه مجنون می شد از راهی که من کردم گذرکز خیالت خیل صد لیلی به هر فرسنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۲