شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشک در دیده نیارم که حجابم نبردحایل گریه کنم شرم که آبم نبرد
۲
طپش و تابش من گرم سئوالش سازدصد ادا هست که کس پی به جوابش نبرد
۳
گشته ام پی سپر حادثه چون گنج یتیمجز خضر راه به دیوار خرابم نبرد
۴
خوار از عجز و تنزل شده ام می خواهمکه به صلحش نروم تا به عتابم نبرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth