خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی به ملک حدوث از قدم نمیافتدکه بر گذرگه شادی و غم نمیافتد
۲
به روشنایی دل رو که رفتگان رستندگذار زندهدلان بر عدم نمیافتد
۳
من این مرقع الوان بیفکنم روزیکه طرح رندی و تقوا به هم نمیافتد
۴
زبان دعوت و تسخیر به که بربندمکه در چراغ کس آتش به دم نمیافتد
صفحهٔ ۱ از ۳