شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شددو دل چو شیر شکر بود سنگ و آهن شد
۲
چو خانه سر کشتست عهد را بنیادز هر طرف که نسیمی وزید روزن شد
۳
مرنج اگر نشدم مضطرب ز آمدنتچراغ دیده نمی داشت دیر روشن شد
۴
در اشتیاق تو چندان صنم صنم گفتمکه شرمسار ز خود زاهد و برهمن شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth