خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز گردشهای چشمش مستی پیمانه میخیزدگره از ابروان میخیزدش، مستانه میخیزد
۲
چو در روز قیامت هرکسی خیزد به سوداییشهید نرگس او از لحد دیوانه میخیزد
۳
مهیای فنایم جلوهای در کار میخواهممهم بر بام تابد آتشم از خانه میخیزد
۴
چراغ اهل عشق از کلبه من میشود روشننشنید ذره گر بر روزنم پروانه میخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳