خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویشخود به یار از بی قراری می برم پیغام خویش
۲
در جهان درد و غم فرمان روا بنشسته امدر کمال اوج طالع بر فراز بام خویش
۳
خود ز خود ساغر ستانم خود به خود ساقی شوماز کف نوشین لبی هرگز نگیرم جام خویش
۴
عود مطرب تر، دم نی سرد، حیران مانده امبر کدامین آتش اندازم کباب خام خویش
صفحهٔ ۱ از ۲